غمگساران آمدم

طبقه‌بندی مطلب

تصویر

آمدم

متن

من برای عشق ورزیدن به خاک

از برای رستن از جان آمدم

باز از پهلوی درد آلود عشق

از برای عهد بستان آمدم

در رسای دردمندان صباح

از پی غم خوارگان شامگاهان آمدم

دوش در میخانه با عشاق زار

در مصاف میگساران آمدم

در بیابان دل غم سوخته

شط اشک آبشاران آمدم

 در دلم آسان شد از جا خاستن

لیک بر زنجیر امکان آمدم

صله ارحام را واجب شدم

تنگ بر آغوش و دامان آمدم

شمع را در محفل یاران به شب

تا سحر بر اشک اوجان آمدم

یار را از دوری اش دل سوختم

از برای وصل خواهان آمدم

وصل را امکان پذیر انگاشتم

باز در امکان وصلش شک گزاران آمدم97.5.26

افزودن نظر جدید

Image CAPTCHA